1- برنامه ي جمع ما كه به نقل از سايت رسمي شبكه دو قرار بود در 60 قسمت 40 دقيقه اي از 10/2/90تا29/12/90پخش شود در تاريخ 27/10/90بدون هيچ توضيحي تعطيل شد.
2- صداوسيما رو شبكه هاي مختلف ديجيتال خود مانند آي فيلم ،تماشا مستند،بازار، شما و ... حساب ويژه اي باز كرده است.
3- تمام برنامه هاي پرمخاطب تحليلي تلويزيون به دلايل مختلف در برهه هاي مختلف جمع شدند.نيم رخ،كوله پشتي (سري دوم) مثلث شيشه اي،ماه عسل(يك سال)، دوقدم مانده به صبح و...از جمله اين برنامه ها هستند.
4- حلا در تلويزيون ايران تنها يكي دو برنامه ي تحليلي بي خطر وجود دارد كه مطمئنا اگر مسئولان از چيزهاي نمي ترسيدند اين برنامه ها را هم تعطيل مي كردند.
5- برنامه ي هفت به عنوان يكي از برنامه هاي تحليلي سيما از بررسي مهمترين اتفاقات اين روزهاي سينماي ايران طفره مي رود و كلا سكوت اختيار كرده.
6- برنامه نود كه مهترين موضوعات و مشكلات فوتبال ايران را مطرح مي كند هر هفته به طور معجزه آسايي روي انتن مي رود!
7- و8- و 9- ....=از تمام جملات بي سروته بالا مي شود حال رسانه ي ملي را به خوبي درك كرد رسانهاي كه قرار است تلويزيوني اثر گذار باشد براي تمامي سليقه هاي ايراني.
سليقه هايي كه فيلم مي خواهند و سريال ، قصه مي خواهند و خاطره ،شادي زياد مي خواهند و كمي غم و در اخر خبر مي خواهند و تحليل.تلويزيون فيلم پخش مي كند و سريال ، قصه مي گويد و خاطره ،شادي كم پخش مي كند، خبر پخش مي كند و خبر پخش نمي كند و تحيلي مي كند وتحليل نمي كند.اين رسانه ي ملي ماست.كشوري كه مردمش به قدر ي مي فهمند كه فرق بين تحليل و ماست مالي را بفهمند.
حالا اين تلويزيون دوست داشتي مان به سمتي مي رود و كه قرار است "بگيم تا بخنديم " و كلا "خوش باشيم"و اصلا قرار نيست كسي راجع به مسائل روزمان صحبت كند.
بعد از اخر- منچ و شطرنج و مارو پله و روپولي و... را كه يادتان هست ؟!بهتر است شبها در هم جمع شويم و ان بيلبيلك قرمز كنترل تلويزين را فشار دهيم و با خيلي راحت وبدون صداي پس ضمينه ي گل و بلبل ،خودمان را با بازي هاي قديمي سرگرم كنيم.
هنگام مار وپله و هم مي توان گل و بلبل بود وهم بحث تحليلي كرد!!!
با تصرف از سيد احمد واحدي - هفته نامه ي همشهري جوان - شماره 345
شاعر سوخته
خدا کنه دیر نشده باشه
برای نوشتن خدا کنه هنوز فرصت داشته باشم
چقدر شعر دارم که بنویسم
داستان
چقدر حرف برای گفتن
چقدر استرس برای خواندن
و دوباره چقدر امید برای معروف شدن
من هم یک شاعرم
با تمام محدودیتها
از بس که فکر کردم
جوهر قلمم خشکیدو کاغذ سفیدم
کاهی شده
شعرهایم سوخته
داستانهایم کهنه و
قهرمانهای داستانم خسته
و من باز
هرروز با آرزوی معروف شدن می نویسم
چه کنم
معروفها
معروفتر می شوند
ومن کاغذ شعرم گم
همه دست می زنند
نوبت من که می شود
وقت به پایان می رسد
چراغها خاموش
ورق شعرم گم می شود
و من باز می نویسم
برای معروف شدن
خدا رو چه دیدی
شاید یک روز
کسی کاغذ شعرم را پیدا کن
ای وای از آن روز
که همه را بر نام خود سند کند
من آن شاعر دلسوخته ام
که شعرهایم از غصه می سوزند
ای کاش این بار
کسی مرا پای تریبون صدا کند.
سلام
احتراما با توجه به موضوعات کاری وبلاگ و تقسیم بندی موضوعات در قسمت موضوعات مطالب و جهت نظم بیشتر فعالیت های کاری وب . از کلیه دوستان و همراهان عزیز درخواست میشود با توجه به علاقه کاری خود در صورت علاقه اعلام آمادگی فعالیت خود را در هر زمینه به ما اعلام نمایند . قابل ذکر است مطالب این وب باید ماهانه به روز شود . همچنین باید در مورد کلیه نام های صفحه مطلب تهیه شود .
خواهشمند است جهت همکاری با ما قدم پیش گذاشته و ما را در این راه یاری فرمایید .
با کمال تشکر و قدردانی از حضورتان
همراهان شما در پنجره روشن
به عرض نویسندگان وبلاگ و دیگر عزیزان هم می رساند که انتخاب موضوع و تقسیم بندی نویسندگان بر اساس موضوع به این دلیل در حال شکل گیری می باشد که به نظر ما اینگونه ارزیابی وبلاگ راحت تر و مستند تر صورت خواهد گرفت و ایراد بر هر نویسنده و هر موضوع به وضوح قابل پیگیری است و در هر ماه پیرامون کلیه موضوعات مطالب لازم درج خواهد شد .
آخه اين روزها ؛
دور و برم پر از بازيگره...
بازيگرايي که خيلی خوب نقششونو بازی می کنن...
و جالب اينجاست که :
حتی حضور دوربين رو هم احساس نمي کنن ...!
پ.ن: تمام غصه هایی را که برایت خوردم
بالا آوردم !
طعم بیهودگی میداد
دلم را بالا آوردم
با این انتخابش...!